با وجود اينكه طرح 6 ژوئن داراي اشكالات اساسي به ويژه در زمينۀ الزامي كردن تعليق براي شروع مذاكرات و همچنين عدم اذعان به حق ايران براي غنيسازي و چرخۀ سوخت هستهاي بود و از سوی ديگر طرف مقابل اقدام به صدور قطعنامه اي نيز در شوراي امنيت كرده بود، جمهوری اسلامی ايران براساس حسن نيت خود و طبق زمان بندی اعلام شدۀ قبلی در 31 مرداد 1385 (22 ژولای 2006) به اين طرح پاسخ مفصلي داد و نقاط ضعف آن را مشخص و تكميل كرد.
دبیر وقت شورایعالی امنیت در این رابطه چنین می گوید: "اولين بستۀ پيشنهادي را در سال 85 صادركردند و گفتند ميخواهيم مذاكره كنيم. مذاكرات اين بار در بروكسل آغاز شد. قرار بر ادامۀ مذاكره با سولانا بود كه حادثۀ جنگ 33 روزه رخ داد. در جنگ 33روزه ابتدا فكر ميكردند كار حزبالله را ظرف چند روز تمام ميكنند. در همان مقطعبود كه كسينجر در مقالهاي اعلام كرد كه در شلوغي اوضاع خاورميانه يك قطعنامه عليهايران صادر كنيد. ما با سولانا و ايوانف به صورت تلفني مذاكره كرديم كه يك مرتبهظرف 24 ساعت قطعنامه صادر شد. آقاي سولانا با من تماس گرفت و گفت خراب کارها كار خودرا انجام دادند. اين رفتار و وضعيت كشورهاي مدعي غربي است. مجدداً كوفي عنان به ايران سفر كرد و درخواست كرد پاسخبستۀ پيشنهادي را بدهيم. با وساطت برخي كشورهاي ديگر پاسخ بسته را داديم، بعد همقرار گذاشتيم. مذاكرات در وين آغاز شد. سپس در آلمان به مجموعهاي از مواردي كه ميتوانست مبناي توافق اوليه شود رسيديم. حتي روي كاغذ نوشتيم، اما پس از مدتي بازشيوۀ گذشته مدعيان گفتوگو آغاز شد. آقايان دائماً ميگويند ايران پاي ميزمذاكره بنشيند، غافل از اين كه خودشان ميز مذاكره را ترك ميكنند. بعد رفتند به سمتصدور قطعنامه. تصورشان از اين كار اين بود كه ايران عقبنشيني ميكند، اما اين گونهنشد و ايران در شرايط جديد قرار گرفت".
[2]
جمهوري اسلامي ايران، در پاسخ خود به موارد متعددي اشاره كرده است كه اهم آنها به شرح زير مي باشد:
- معتقد است در پيشنهاد 6 ژوئن 2006 نکاتي وجود دارد که براي تقويت و توسعۀ رويکرد تعاملي ميتواند سازنده باشد.
- پيشنهاد 6 ژوئن 2006 را داراي مباني و ظرفيتهاي مفيد براي توافق جامع و بلندمدت همکاري هاي دو طرف مي داند. با اين حال، سؤالات و ابهاماتي را نسبت به تضمين حقوق خود دارد که ضروري است در درون مذاکراتي سازنده، زمينة تفاهم کلي فراهم گردد.
- براي رفع نگرانيهاي طرفين در درون مذاکرات و روشن شدن ماهيت، ابعاد و چگونگي، سطوح، مدت و عمق موضوعات مطروحه در پيشنهاد از قبيل همکاري واقعي و عملي در توسعۀ برنامة انرژي هستهاي صلحآميز شامل رآکتورهاي آب سنگين و آب سبک و اعمال حق ايران در دستيابي به انرژي هستهاي شامل چرخة سوخت و ادامۀ تحقيق و توسعۀ غنيسازي آمادگي دارد.
- براي همکاري بلندمدت در زمينههاي امنيتي، اقتصادي، سياسي و انرژي، براي نيل به امنيت پايدار در منطقه و امنيت درازمدت انرژي آمادگي دارد.
- جمهوري اسلامي ايران ايدۀ محوري طرح را مي پذيرد و همان گونه که همواره اعلام کرده است، دستيابي به تفاهم درون يک فرآيند مذاکراتي جامع بهمنظور حلوفصل اختلافات و دستيابي به زمينه ها و مباني توسعۀ روابط و همکاري هاي همه جانبه و متقابل را تنها مسير صحيح برخورد با اين گونه مسائل دانسته و از آن استقبال مي کند.
- انتخاب فرآيند مذاکره بهعنوان روش حصول توافق و حل مسئله بايد بر زمينه اي از اعتماد اوليه بنا شود. اين موضوع، مستلزم مباحث و توافقاتي جامع است که طرح پيشنهادي توجه چنداني به آن نکرده است.
- جمهوري اسلامي ايران براساس تجارب و شواهد نسبت به صداقت حداقل بعضي از اعضاي 1+5 در اعلام اراده برقراري روابط همه جانبه و مناسبات همکارانه براساس احترام متقابل به شدت ظنين بوده و معتقد است اين دولتها بايد تضمينها، تعهدات و علامت هايي را ارائه کنند که نشان دهد در رويۀ گذشته خود تجديدنظر کرده و دنبال محدود سازي ايران و يا کسب بهانه براي اقدامات خصمانه نيستند.
- در مورد تضمينهاي کافي نسبت به تعهدات و غيرقابل برگشت بودن آنها، بحثي مطرح نشدهاست. اين تضمينها بهويژه در مورد دسترسي به فنآوري هستهاي و تجهيزات پيشرفتۀ هستهاي، ساخت و تکميل نيروگاهها، سوخت و انتقال دانش و فنآوري پيشرفته ضروري و تعيين کننده است.
- اصولاً، فرآيند مذاکره بايد نقش پشتيباني و تسهيل کنندگي براي فرآيند تعامل ايران و آژانس داشته باشد که فرآيند و مکانيسم اصلي حلوفصل مسئله است.
- بر جنبۀ متقابل موضوعات تأکيد دارد، يعني در هريک از محورها دوطرف با اقدامات متقابل و مساعي مشترک بايد در جهت پيشبرد کار تلاش نمايند. توازن مطالبات و اقدامات با هم و بين دوطرف، مسألۀ اساسي است.
- تأکيد مي کند که حل مسائل و تفاهم سازي وقتي امکان پذير خواهد بود که همۀ طرف ها مطالبات و اقدامات خود را درچارچوب ميثاق هاي مقبول بينالمللي بهويژه معاهدۀ عدم اشاعه محدود نمايند و هرگونه انتظارات و اقدامات فراتر از حدود مذکور فقط براساس تفاهم و اقناع متقابل و بهصورت داوطلبانه ميتواند صورت گيرد.
- از آنجا که موضوع غنيسازي و چرخة سوخت هستهاي با کاربرد صلحآميز يکي از موضوعات مورد بحث بوده است، تهيه کنندگان بستۀ پيشنهادي بايد روشن کنند آيا معاهدۀ عدم اشاعه را بهعنوان مبناي تعيين گسترۀ اين حق به رسميت ميشناسند يا خير؟ و آيا بر مبناي اين پاسخ، فعاليتهاي چرخة سوخت و بهويژه غنيسازي هستهاي با کاربرد صلحآميز را درون اين گستره قائلند يا خير؟
- اگر قرار باشد مذاکره بهعنوان روشي براي ايجاد توافق و تفاهم درنظر گرفته شود، ماهيتاً با طرح بحث در شوراي امنيت منافات دارد. بنابراين، توقف بحث در شوراي امنيت و هرگونه روش ديگري که با اصل "حلوفصل از طريق مذاکره" منافات داشته باشد، امري بديهي است.
- اين که تعليق فعاليتهاي هستهاي ايران در طول مذاکرات چه کمکي به شرايط و فضاي مذاکره مي کند، براي جمهوري اسلامي ايران معلوم نيست. متقابلاً، مشخص است که اصرار طرف مقابل بر اين امر از اين جهت که تمايلات و رفتار بعضي از طرف ها در محدود سازي و تضعيف جمهوري اسلامي ايران را تداعي مي کند، بهويژه با يادآوري سوابق مذاکراتي با بعضي از طرف ها و سوابق خصومت آميز برخي طرفهاي ديگر، مخل شرايط و فضاي مناسب براي مذاکره است.گذاشتن پيششرط هاي يک جانبه براي فرآيندي که قرار است با تفاهم و توافق جلو رود، منطقي به نظر نمي رسد.
در اين پاسخ، همچنين به اقدامات متقابل طرفين براي رسيدن به يك توافق براي حل و فصل موضوع اشاره شده است. اما، طرف مقابل از اين پاسخ استقبال نكرد و ضمن اصرار بر موضع يك جانبۀ خود مبني بر ضرورت تعليق به عنوان پيش شرطي براي شروع مذاكرات، به مسیر غلط خود ادامه داد.
[1] [1] اين مطلب از اين منبع اخذ شده است: برنامه هسته اي ايران: واقعيت هاي اساسي، كاظم غريب آبادي، موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1387.
[2]-
اظهارات رئیس مجلس شورای اسلامی در مراسم سالگرد شبکۀ پرس.تی.وی، همان.