با شروع چالش در موضوع هسته ای، همکاری کامل با آژانس و همچنین مذاکره با طرف های ذی ربط به عنوان دو اصل در دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته شدند. اصل مذاکره براي حل و فصل موضوع هستهاي و اعمال حقوق ايران در شرايطي آرام كه براي همگان قابل پذيرش باشد، مدنظر قرار گرفت. اما، چرا فقط سه كشور آن هم از اروپا وارد مذاکرات شدند؟ دكتر روحاني، دبیر اسبق شورایعالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، در اين زمينه در گزارش عملكرد خود در دوران هدایت موضوع هسته ای مي نويسد: "... اروپا از آن جهت كه مخالف دستيابي ايران به توانمندي هستهاي بود گزينۀ خيلي مناسبي نبود، اما شكافي كه در مسألۀ عراق بين اروپا و آمريكا بروز كرده بود و عدم تمايل فرانسه و آلمان به تكرار ماجراي عراق و منطقه، روزنه اي ولو محدود براي رويكرد سياسي را فراهم نمود. اتفاقاً سه كشور هم همين انديشه را دنبال مي كردند و با ارسال نامه اي از طرف سه وزير، در اين امر پيش قدم شدند".[2]
لازم به ذکر است جمهوري اسلامي ايران همواره بر این اعتقاد است كه مسير مذاكره، گفتگو و تفاهم منطقي ترين راه براي حل و فصل تمامی موضوعات مي باشد. ایران به سهم خود در مسير مذاکرات جدی و مصمم بوده و می باشد. بديهي است مذاكرات براي اين كه نتيجه بخش باشد و به پيشبرد امور نيز بينجامد، بايد بدون پيش شرط بوده و بر مبانی صحیح استوار باشد.
در مذاكرات، طرف اروپايي پيش فرض ها و اهداف خود را دنبال مي كرد. مارك لئونارد، مدير سياست خارجي مركز اصلاح اروپايي، در گزارشي 32 صفحهاي درخصوص موضوع هستهاي ايران در سال 1384 مي نويسد: "اروپائيان در مذاكرات خود با ايران به گونۀ نامعمولي سخت گير و خواستار تعليق غنيسازي توسط تهران يا ارجاع پرونده به شوراي امنيت بوده اند. هدف ديپلماسي اروپايي، كندكردن روند برنامۀ هستهاي تهران به اندازه اي است كه اين كشور به مرحلۀ بدون بازگشت فناوري هستهاي نرسد و تغييرات سياسي منجر به روي كارآمدن دولتي شود كه خواهان مذاكره با غرب باشد. ديپلماسي اروپايي تاكنون بسيار موفق بوده و توانسته با كندكردن برنامه، هستهاي ايران، راه را براي ورود بازرسان هستهاي به آن كشور باز كند و ائتلاف ديپلماتيك جهاني عليه برنامۀ غنيسازي تهران ترتيب دهد".[3]